پشتیبانی: 09131253620
ارتباط با ما
تلگرام: 09131253620

برجسته ترین ها
گروه های مقاله ها
HyperLink


هوش مصنوعی تاریخ درج: ١٣٩۴/٠١/١٧

 هدف‌ از اين‌ مقاله‌ آشنائي‌ با هوش‌ مصنوعي‌ به‌ عنوان‌ سمبل‌ ونماد دوران‌ فراصنعتي‌ و نقش‌ و كاربرد آن‌ در صنايع‌ و مؤسسات‌توليدي‌ مي‌باشد. بدين‌ منظور، اين‌ موضوع‌ در قالب‌ دو مقاله‌ جداگانه‌و يا دو بخش‌ ارائه‌ مي‌شود. در بخشهای ابتدایی این پایان نامه هوش‌ مصنوعي‌ موردمطالعه‌ قرار مي‌گيرد و سئوالاتي‌ نظير اين‌ كه‌ هوش‌ مصنوعي‌چيست‌؟ تفاوت‌ هوش‌مصنوعي‌ و هوش‌ طبيعي‌ (انساني‌) درچيست‌؟ شاخه‌هاي‌ عمده‌ هوش‌ مصنوعي‌ كدامند؟ و نهايتأ، اجزاي‌هوش‌ مصنوعي‌ نيز تشريح‌ مي‌شود. در بخش‌ های آتی ‌،كاربردهاي‌ هوش‌ مصنوعي‌در صنايع‌ و مؤسسات‌توليدي‌، بخصوص‌ در زمينه‌سيستم‌هاي‌ خبره‌ و آدمواره‌ها مورد مطالعه‌ وتجزيه‌ و تحليل‌ قرارمي‌گيرد.

دهه‌هاي‌ آغازين‌ سده‌ بيستم‌ ميلادي‌ و دوران‌ پيشرفت‌ شگرف‌صنعتي‌، همراه‌ با توليد خودرو بود كه‌ انقلاب‌ همه‌ جانبه‌اين‌ درترابري‌، افزايش‌ شتاب‌ جابجايي‌ و صدها كار و پيشه‌ جديد دررشته‌ها بازرگاني‌ بوجود آورده‌ است‌. به‌ نظر مي‌رسد كه‌ سمبل‌ دوران‌ فراصنعتي‌ و نماد فرآورده‌هاي‌بي‌همتاي‌ قرن‌ آينده‌«هوش‌ مصنوعي‌»(1) است‌. امروزه‌ موضوع‌هوش‌ مصنوعي‌ داغ‌ترين‌ بحث‌ ميان‌ كارشناسان‌ دانش‌ رايانه‌ واطلاعات‌ و ديگر دانشمندان‌ و تصميم‌گيرندگان‌ است‌. در سراسرتاريخ‌ تا به‌ امروز انسان از جنبه‌ تن‌ و روان‌، مركز و محور بحث‌هاو پژوهش‌ها بوده‌ است‌. ولي‌ اكنون‌ موجودي‌ با رتبه‌اي‌ پائين‌تر،بي‌جان‌ و ساختگي‌ مي‌خواهد جانشين‌ او شود، امري‌ كه‌ بدون‌ شك‌ مي‌توان‌ ادعا نمود بيشتر انسان‌ها با آن‌ مخالفند.

هوش‌ مصنوعي‌ چنانچه‌ به‌ هدف‌هاي‌ والاي‌ خود برسد، جهش‌بزرگي‌ در راه‌ دستيابي‌ بشر به‌ رفاه‌ بيشتر و حتي‌ ثروت‌ افزون‌ترخواهد بود. هم‌ اكنون‌ نمونه‌هاي‌ خوب‌ و پذيرفتن‌ از هوش‌ مصنوعي‌در دنياي‌ واقعي‌ ما به‌ كار افتاده‌ است‌. چنين‌ دستاوردهايي‌، صرف‌منابع‌ لازم‌ در آينده‌ را همچنان‌ توجيه‌ خواهد كرد. از سوي‌ ديگر، منتقدين‌ هوش‌ مصنوعي‌ چنين‌ استدلال‌ مي‌كنندكه‌ صرف‌ زمان‌ و منابع‌ ارزشمندديگر در راه‌ ساخت‌ فراورده‌اي‌ كه‌پر از نقص‌ و كاستي‌ ودست‌آوردهاي‌ مثبت‌ اندكي‌ است‌،مايه‌ بدنام‌ كردن‌ و زير پا گذاشتن‌توانمندي‌ها و هوشمندي‌هاي‌انسان‌ مي‌باشد. تلخ‌ترين‌ انتقادهابر اين‌ باور است‌ كه هوش‌مصنوعي‌، توهين‌ آشكار به‌ گوهر طبيعت‌ و نقش‌ انسان‌ است‌.

هوش‌ مصنوعي‌ چيست‌؟ 

هوش مصنوعی، دانش ساختن ماشين ها يا برنامههای هوشمند است. همانگونه كه از تعريف فوق-كه توسط يكی از بنيانگذاران هوش مصنوعی ارائه شده است- برمیآيد،حداقل به دو سؤال بايد پاسخ داد:

1- هوشمندی چيست؟

2-  برنامه های هوشمند، چه نوعی از برنامهها هستند؟

تعريف ديگری كه از هوش مصنوعی میتوان ارائه داد به قرار زير است:

 هوش مصنوعی، شاخهايست از علم كامپيوتر كه ملزومات محاسباتی اعمالی همچون ادراك (Perception)، استدلال(reasoning) و يادگيری(learning) را بررسی كرده و سيستمی جهت انجام چنين اعمالی ارائه میدهد. و در نهايت تعريف سوم هوش مصنوعی از قرار زير است:

هوش مصنوعی، مطالعه روشهايی است برای تبديل كامپيوتر به ماشينی كه بتواند اعمال انجام شده توسط انسان را انجام دهد.

به اين ترتيب میتوان ديد كه دو تعريف آخر كاملاً دو چيز را در تعريف نخست واضح كردهاند.

1-  منظور از موجود يا ماشين هوشمند چيزی است شبيه انسان.

2-  ابزار يا ماشينی كه قرار است محمل هوشمندی باشد يا به انسان شبيه شود، كامپيوتر است.

هر دوی اين نكات كماكان مبهم و قابل پرسشند. آيا تنها اين نكته كه هوشمندترين موجودی كه میشناسيم، انسان است كافی است تا هوشمندی را به تمامی اعمال انسان نسبت دهيم؟ حداقل اين نكته كاملاً واضح است كه بعضی جنبههای ادراك انسان همچون ديدن و شنيدن كاملاً ضعيفتر از موجودات ديگر است. علاوه بر اين، كامپيوترهای امروزی با روشهايی كاملاً مكانيكی(منطقی) توانستهاند در برخی جنبههای استدلال، فراتر از توانايیهای انسان عمل كنند. بدين ترتيب، آيا میتوان در همين نقطه ادعا كرد كه هوش مصنوعی تنها نوعی دغدغه علمی يا كنجكاوی دانشمندانه است و قابليت تعمق مهندسی ندارد؟(زيرا اگر مهندسی، يافتن روشهای بهينه انجام امور باشد، به هيچ رو مشخص نيست كه انسان اعمال خويش را به گونهای بهينه انجام میدهد). به اين نكته نيز باز خواهيم گشت. 

اما همين سؤال را میتوان از سويی ديگر نيز مطرح ساخت، چگونه میتوان يقين حاصل كرد كه كامپيوترهای امروزين، بهترين ابزارهای پيادهسازی هوشمندی هستند؟

هوش مصنوعی

 

به زبان بسیار ساده هوش مصنوعی تلاش برای تولید ماشینی است که همانند انسان عمل کند. اما این تعریف حقایق و جزئیات را در خود جای نمی دهد. بنابراین بهتر است AI را توضیح بدهیم. AIیک رشته جدیدی است که در اواسط قرن 20 بوجود آمده است. اکثرا در روزنامه ها، تلویزیون، فیلمها و بازی های کامپوتری به این مقوله پرداخته شده اما درست درک نشده است. حتی بعضی ساده لوحان این طرح را غیر عملی میدانند و بعضی از دولتها هرگونه فعالیت در این زمینه را ممنوع کرده اند. اما این علم در صنعت و دانشگاهها در حال پیشرفت است اگرچه همیشه بعنوان هوش مصنوعی شناخته نمی شود، زیرا تکنیکها و ایده های مهمی از مهندسی نرم افزار را در خود دارد. بعضی دیگر از ساده لوحان نیز فکر می کنند که این علم در حال رشد سریعی است و در چند سال آینده رباتها انسانها را به زنجیر میکشند و دنیا را در اختیار خود میگیرند.

متاسفانه هیچ توضیح و یا اشاره ای ازAI در مدارس و حتی دانشگاها داده نمیشود و تعداد معدودی از دانشگاها هستند که رشته و یا درس AI را در برنامه درسی خود قرار داده اند. AI یک علم بسیار عمیق و پیچیده در قرن اخیر است که در حالت کلی به مطالعه بر روی اطلاعات، چگونگی جمع آوری و نگهداری از آنها، بکارگیری اطلاعات و جابجایی و انتقال آنها به ماشین و یا انسان و حیوان میپردازد. در فیزیک و شیمی بر اساس قانون اصل بقای انرژی، انرژی از بین نمیرود و فقط از صورتی بصورت دیگری در می آید. بسیاری از علوم مانند بیولوژی، داروسازی، زمین شناسی و دانشهای مهندسی براساس این اصل تکامل یافته است و تمامی این رشته ها بر اساس درک صحیحی از مکانیزم طبیعی و یا مصنوعی تبدیل نیرو، جرم و انرژی استوار است. در مورد اطلاعات نیز این اصل استوار است که اطلاعات انتقال می یابد و از صورتی بصورت دیگر در می آید. به همین دلیل میتوان این علم را علم اطلاعات و یا علم هوش نامگداری کرد. علمی که بر اساس اصل تبدیل اطلاعات به فرم مکانیکی و شیمیایی و بالعکس استوار است.

نه تنها سیستمهای مصنوعی بلکه انسانها نیز اطلاعات را دریافت میکنند، بکار میگیرند و انتقال می دهند. انسانها حتی با اینها کنترل میشوند. برای مثال با جایزه خوشحال، با خبر بد غمگین، از صدای بلند در تاریکی هراسناک میشوند یعنی با دریافت یکسری اطلاعات از خود احساس نشان میدهند. این مورد نیز در در حال بررسی و مطالعه است. بنابراین AI برخلاف ظاهر اسمش، درباره سیستمهای طبیعی و مصنوعی تجزیه و تحلیل اطلاعات و نه فقط چگونگی دریافت اطلاعات بلکه چه میکنند و چگونه احساس میکنند، می باشد.

مقاله هوش مصنوعی

هوش مصنوعی شاهد خوبى بر اين مدعاست كه چگونه گاهى اوقات ، دانش خيلى آرامتر از آنچه پيش بينى كرده ايم، حركت مى كند. برخى در آغاز اختراع كامپيوترها ،معتقد بودند كه ما سرانجام توانسته ايم ابزارى را در اختيار بگيريم كه ميتواند مشكلات ذهنى را حل كند، اما كاملاٍ اينگونه نبوده و هر چند در طول سالهاى اخير با نسل جديدى از ماشينهاى هوشمند مواجه شده ايم، اما نتايج آنگونه كه انتظار مى رفت نبود. كامپيوترهايى كه در گذشته بر ما تاثير بسيار زيادى مى گذاشتند، در حال حاضر ديگر چندان تاثير گذار نيستند و ما به دنبال اين هستيم كه چه مشكلاتى بر سر راه هوش مصنوعى(هوش مصنوعى) قرار دارد.هوش مصنوعى مهندسى الهام گرفته از زيست شناسى است، آنگاه كه ما به حيوانات و به انسانها نگاه مى كنيم و مى خواهيم ماشين هايى بسازيم كه آنچه آنها انجام مى دهند را انجام دهند.ما ماشينهاى را مى خواهيم كه قادر باشند مانند انسانها و حيوانات ياد بگيرند، بفهمند، صحبت كنند، استدلال كنند و در يك كلام «هوشيار» باشند.

تاريخچه پيچيده هوش مصنوعى 

هوش مصنوعى كارش را با نوعى زيست شناسى مصنوعى آغاز كرده است ، با نگاه كردن به زندگى جانداران و گفتن اينكه … آيا ما مى توانيم اعمال آنها را توسط ماشينها مدل سازى كنيم؟…فرض بر اين بوده است كه موجودات زنده ، سيستمهايى فيزيكى هستند كه ما آنها را مورد آزمايش قرار مى دهيم تا ببينيم در كجا مدل سازى آنها براى ما مفيد است و در كجا مناسب نيست. زيست شناسى مصنوعى به سير تكامل سيستمهاى فيزيكى، فرآيند رشد از كودكى تا بلوغ، تركيبات داخلى عصبى واين قبيل مسايل مى پردازد. يك زير مجموعه از زيست شناسى مصنوعى ، نوعى جانور شناسى مصنوعى است كه رفتارهاى حركتى، بينايى ، آموزشهاى زبان شناسى و برنامه ريزى و غيره را مورد توجه قرار مى دهد. زير مجموعه بعدى آن ، روانشناسى مصنوعى است كه به رفتارهاى بشرى در آنجا كه با استدلال ، زبان و سخنورى ، تمدنهاى اجتماعى و همه مسايل فلسفى مانند حس هوشيارى ، آزادى وغيره سر و كار دارد، مى پردازد. مردم با اعمالى مانند انجام محاسبات رياضى پيچيده واجراى يك بازى خوب شطرنج تحت تاثير قرار مى گيرند، اما در مقايسه با آن ، توانايى راه رفتن چندان مهم به نظر نمى رسد. شما نمى توانيد با افتخار به دوستانتان بگوييد: «نگاه كنيد ، من دارم راه مى روم.» چون آنها هم مى توانند مثل شما راه بروند.بنابراين مشكلاتى كه يك كودك نو پا هر روز با آن دست به گريبان است، به نظر خسته كننده و بسيار پيش پاافتاده مى آيد. بنابراين به نظر مى رسد پيچيده ترين مشكلات، آنهايى است كه نياز به انديشيدن دارد، مانند شطرنج و اثبات قضيه هاى رياضى. اما آنچه در ۵۰-۴۰ سال اخير اتفاق افتاده است، اين بوده كه چيزهايى از قبيل بازى شطرنج به طورى باور نكردنى براى كامپيوترها آسان شده است، در حاليكه ثابت شده است آموزش راه رفتن و حركت كردن بدون افتادن، براى يك كامپيوتر بسيار مشكل است. اعطاى توانايى داشتن احساسات و چيزهاى ناملموس ديگرى كه بيشترين رفتارهاى هوشمند انسانى را طلب مى كند، به ماشينها، بسيار مشكل است. بنابراين حيوانات و كودكان شايد الگوى مناسب و متقاعد كننده اى براى هوش مصنوعى باشند. ميليونها سال طول كشيده تا سير تكامل ميمونها كامل شود و تنها چند ميليون سال طول كشيده است تا همه چيزهايى كه ما تحت تاثير آنها قرار داريم پديد بيايد و ممكن است الگو بردارى از اعمال ساده وروزمره موجودى زنده به نظر ساده بيايد.

تلاش‌ در راه‌ برخوردار نمودن‌ رايانه‌ از توانائيهاي‌ شناخت‌ وتقليد جنبه‌هاي‌ هوشي‌ انسان‌ از دهه‌ 1950 ميلادي‌ آغاز شده‌ است‌.در سال‌ 1956 ميلادي‌، گروهي‌ از دانشمندان‌ از جمله‌ ماروين‌مينسكي‌ (از دانشگاه‌ فني‌ ماساچوست‌)، كلود شانن (ازآزمايشگاه‌ نامدار بل‌) و جان‌ مك‌كارتي‌ (از دانشگاه‌ دارت‌موت) همايش‌ در دارت‌ موت‌ كانادا برگزار نمودند تا در اين‌زمينه‌ به‌ گفتگو بپردازند. جان‌ مك‌ كارتي‌ دانشيار كرسي‌ رياضي‌دانشگاه‌ و ميزبان‌ همايش‌، عنوان‌ پهوش‌ مصنوعي‌) را بر اين‌ نشست‌نهاد.از آن‌ زمان‌ تاكنون‌ ميان‌ دانشمندان‌ و خبرگان‌ آگاه‌ همچنان‌بحث‌ در مفهوم‌ هوش‌ مصنوعي‌ جريان‌ دارد.هوش‌ مصنوعي‌ را كوششهايي‌ تعريف‌ مي‌كنند كه‌ در پي‌ ساختن‌نظامهاي‌ رايانه‌اي‌(سخت‌افزار و نرم‌افزار) است‌ كه‌ رفتاري‌ انسان‌ وارداشته‌ باشند. چنين‌ نظامهايي‌ توان‌ يادگيري‌ زبانهاي‌ طبيعي‌، انجام‌وظيفه‌هاي‌ انساني‌ به‌ صورت‌ آدمواره‌ (ربات‌) و رقابت‌ با خبرگي‌ و توان‌تصميم‌گيري‌ انسان‌ را دارند. يك‌ سيستم‌ هوش‌ مصنوعي‌ به‌ راستي‌ (نه‌ مصنوعي‌ (و )نه‌هوشمند (است‌. بلكه‌ دستگاهي‌ است‌ هدف‌گرا كه‌ مشكل‌ را به‌ روش‌ مصنوعي‌ حل‌مي‌كند اين‌ سيستم‌ها بر پايه‌ دانش‌، تجربه‌ و الگوهاي‌ استدلايي‌ انسان‌بوجود آمده‌اند. سيستم‌هاي‌ هوش‌ مصنوعي‌ مانند كتاب‌ با ديگر آثار فكري‌ انسان‌مي‌باشند، تا زماني‌ كه‌ نوشته‌ نشوند معلوماتي‌ در خود ندارند. پس‌ از آماده‌شدن‌ نيز نمي‌توانند چيزي‌ تازه‌ بسازند و يا راه‌حل‌ نويني‌ ابداع‌ كنند.سيستم‌هاي‌ هوشمند، تنها و توانايي‌هاي‌ كارشناسان‌ را بالا مي‌برند وهرگز نمي‌توانند جانشين‌ آنها شوند. اين‌ سيستم‌ها فاقد عقل‌ سليم‌ هستند.


تگها:
 

HyperLink

ارسال نظر در مورد این مطلب
نام :  
آدرس ایمیل :  
متن پیام :  
کد امنیتی :  
   
   
نظری برای نمایش وجود ندارد
 
این مطلب را به اشتراک بگذارید: